ميرزا محمد حيدر دوغلات

507

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ناپرداخته ( 237 پ ) آمده بودم اين مرتبه اين لشكر در تعويق افتد مرتبه ديگر اسباب لشكر را مرتب داشته آنچه در آن حدود از سلاطين و لشكر باشد به عدت و آلت تمام به ملازمت بيارم . آنگاه امورى كه روى دهد با آن قوت و عدت ، جان سپارىها نمايم تا بر دشمن و دوست ظاهر گردد كه بندگان حضرت را بندگانند كه با خسروان دهر برابرى را عار دانند . و الّا چون عزيمت مصمم شده فسخ آن در خاطر خطير خطور نمىكند بنده به همه ابواب در ركاب حضرت نصرت آيات مطاوع و جان سپارم . چون اين مقالات به مسامع عليّه رسيد ، خان فرمود كه سال‌هاست كه آرزومندى اين عزيز برادر در جان كارگر بود ، شكرانه اين نعمت را مناسب آن است كه اين مرتبه باز گرديم و روزى چند با هم به سر بريم تا بهار ديگر به آن نوع كه عزيز برادر تقرير نموده تهيه اسباب ساخته متوجه شويم چه اين زمان هيچ فرصتى و فرحتى نيست كه آن زمان فايت گشته باشد و غنيم به حال خود ايستاده هرگاه كه خواهيم متوجه توانيم شد . از ارپه يازى عنان مراجعت را به صوب صواب كاشغر معطوف گردانيدند . باباجاق سلطان در ملازمت خان به ياركند آمده روزها جشن‌ها كردند . خان انعامات وافر و سيورغالات متكاثره ارزانى داشت و تمامى امرا هر كس فراخور حال مراسم خدمت و پيش‌كش به تقديم رسانيدند . نظم : در افكند خود را فلك در ميان * به سلطان به خدمت كمر بر ميان فضاى زمان جمله تاج و كلاه * بسيط زمين پر ز خيل و سپاه ز اشراف و اكناف هر سو گروه * ز گردن كشان صحن گيتى ستوه « 1 » بعد ما كه مهمات مهماندارى - كما ينبغى - متمشى شد باباجاق سلطان مقضى المرام و تكثر الخطام به موطن مألوف و مسكن معروف خود رخصت مراجعت يافت و عنان عزيمت را بر آن صوب تافت و اين امر واقع در اواخر تيرماه 574 سنه ( 238 ر ) مذكور 575 بوده است . « 2 »

--> ( 1 ) . نگ : - نظم درافكند . . . ستوه . ( 2 ) . نگ : + فصل شصتم .